مقالات
منتقدان امروز، سازندگان دیروز!
منتقدان امروز، سازندگان دیروز!
امروزه در جلسات و گفتگو های رسمی و غیر رسمی گاهی دیده میشود طراحان مقررات مالیاتی، از ساخته خود گلایه میکنند آیا این فرار رو به جلو مدیران مالیاتی و نقد گذشته بدون پذیرش مسئولیت هست؟ شما چه برداشتی از تناقض مدیران دیروز و امروز دارید؟
یکی از پدیدههای قابل تأمل در فضای مالیاتی کشور این است که برخی مدیران سازمان امور مالیاتی، پس از ترک مسئولیت، زبان به انتقاد از همان شیوهها و مقرراتی میگشایند که در شکلگیری آنها نقش مستقیم یا غیرمستقیم داشتهاند. پرسش اساسی اینجاست: چرا نقدی که امروز با صدای بلند مطرح میشود، دیروز در زمان تصمیمسازی و اجرا به گوش نرسید؟
واقعیت آن است که ساختارهای مالیاتی کشور محصول سالها مقرراتنویسی، بخشنامهسازی و تصمیمگیریهای درونسازمانی است. بسیاری از افرادی که امروز به ناکارآمدیها و سختگیریهای بیمورد نظام مالیاتی میتازند، خود در جایگاههای مدیریتی تأثیرگذار حضور داشته و نهتنها مانع شکلگیری این رویکرد نشدهاند، بلکه با امضای بخشنامهها، دستورالعملها و آییننامهها در ترویج آن مشارکت کردهاند. بنابراین نقد آنان اگر با پذیرش سهم خود در وضعیت موجود همراه نباشد، بیشتر به «رفع تکلیف» شبیه است تا «اصلاحگری»
علت این پدیده را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
1. فاصله گرفتن از مسئولیت اجرایی:
وقتی فرد در جایگاه تصمیمگیری قرار دارد، معمولاً برای حفظ ساختار و دفاع از عملکرد سازمان، حتی اگر اشکالات را ببیند، کمتر مجال یا جرأت نقد علنی پیدا میکند. اما با خروج از مسئولیت، فشار پاسخگویی برداشته میشود و امکان نقد فراهم میگردد.
2. تضاد نقشها:
مدیران در دوران مسئولیت، خود را موظف به اجرای مقررات میدانند؛ حتی اگر در تدوین یا تصویب آنها نقش داشته باشند. اما زمانی که جایگاه تغییر میکند، نگاه از زاویه “کاربرد و آثار اجتماعی” غالب میشود و همان قوانین به چشم محدودیت و اشکال دیده میشوند.
3. فراموشی سهم خود در مقرراتنویسی:
بعضی مدیران در نقد امروز، سهم خودشان در دیروز را نادیده میگیرند. در حالی که بسیاری از بخشنامهها، دستورالعملها و حتی آییننامههایی که امروز مورد اعتراض است، محصول جلسات و تصمیماتی بوده که همین افراد در آن مشارکت داشتهاند.
4. تغییر جایگاه اجتماعی:
وقتی فرد از درون سازمان به بیرون میآید، ذینفعان جدیدی پیدا میکند. گاهی این تغییر جایگاه باعث میشود که نگاه او بیشتر با فعالان اقتصادی یا حسابداران همسو شود تا با مدیران فعلی سازمان.
5. فرهنگ پاسخگویی در سازمان: متأسفانه در فرهنگ اداری ما کمتر دیده شده که مدیران هنگام تصمیمسازی، مسئولیت بلندمدت اقدامات خود را بپذیرند. به همین دلیل، انتقاد پس از ترک مسئولیت به نوعی تبدیل به رویه عادی شده است
البته نباید از ارزش برخی انتقادات کاست. بسیاری از این مدیران پس از خروج از سازمان، تجربههای ارزشمند خود را بدون ملاحظات اداری بیان میکنند و این میتواند به اصلاح نظام مالیاتی کمک کند.
اما جامعه حسابداران، مودیان و فعالان اقتصادی حق دارند بپرسند: چرا این صراحت در زمان قدرت وجود نداشت؟ اگر نقدها بهموقع و در درون سازمان بیان میشد، شاید امروز بسیاری از مشکلات مالیاتستانی به این اندازه گسترده نمیبود.
برای آینده، ضروری است فرهنگ پاسخگویی تقویت شود؛ به این معنا که مدیران نهتنها در زمان حضور، بلکه پس از پایان مسئولیت نیز صادقانه سهم خود را در شکلدهی به مقررات و رویهها بپذیرند. تنها در این صورت است که انتقادشان اعتبار خواهد داشت و میتواند زمینهساز اصلاح واقعی نظام مالیاتی گردد.